counter create hit

مطالب مرتبط:

بحران فاصله ها در «انگار خودم نیستم»/ آدم هایی سرگشته در رمان

به گزارش خبرنگار مهر، رمان «انگار خودم نیستم» اثر یاسمن خلیلی‌فر به تازگی از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است. علی‌الله سلیمی، نویسنده روزنامه‌نگار و منتقد مطبوعاتی به مناسبت ...

رمان هنوز هم مشتری خود را دارد/ درک گذشته مقدم بر نوآوری است

به گزارش خبرنگار مهر، سرشار با اشاره به تعریف غربی‌ها از رمان با عنوان حماسه انسان مدرن گفت: اکنون که در دوره پسامدرنیسم هستیم می گویند رمان مرده است در حالی که رمان انعطاف پذیر است و با شرایط خودش ...

چاپ دومین رمان رومن پوئرتولاس/ جنگ ناپلئون و داعش در ایران

ساعت: 11:44 منتشر شده در مورخ: 1396/12/09 شناسه خبر: 1321129 رمان «ناپلئون به جنگ داعش می‌رود» نوشته رومن پوئرتو ...

مینی شعر (۴۷۷)

مینی شعر (۴۷۷)

برترین ها - گردآوری و طراحی از بهنام رائین: شعر، نشانه یک زندگی عالی و بشری است. مردم با خیال زندگی می کنند و بهترین چیزی که خیال را تحت تاثیر قرار می دهد شعر است، پس این واقعیت که نقش روزمره کننده را ایفا می کند و شعر، حقیقتی است که اگر نمی شود سراین ...

شهرزاد گیلک پور: به دنبال راضی نگه داشتن مخاطب به هر قیمتی نیستم

به گزارش ایسکانیوز، نمایش « اما.. نه.. اگر.. شاید.. حالا.. باشه.. تو.. دیره..» با طراحی و کارگردانی شهرزاد گیلگ پور که این روزها در تئاتر باران به روی صحنه می رود همچون اثر پیشین این هنرمند «صد سال تنهایی به روایت آئورلیانو» با نگاهی به رمان معروف صد ...

شاعران به یاد شهید حدادیان شعر خواندند

به گزارش جهان نیوز، عصر شعر بهاریه ویژه پاسداشت شهید محمدحسین حدادیان شب گذشته برگزار شد. بر اساس این گزارش، در این مراسم در این مراسم اشعاری در گرامیداشت این شهید بزرگوار خوانده شد؛ در این برنامه چند کلیپ و نماهنگ نیز پخش شد. مودب مهدی ...

نخستین رمان نرگس فرجاد منتشر می‌شود

+۹۸ ۲۱ ۲۳۰ ۴۴ ۰۰۰+۹۸ ۲۱ ۲۳۰ ۴۴ ۱۰۳ایر ...

واکنش نجفی به خبر استعفایش با قرائت شعر مولانا

خبرگزاری ایسنا: نجفی با قرائت بیتی از مولانا درباره استعفایش از شهرداری تهران پاسخ داد. محمدعلی نجفی در حاشیه مراسم بهره‌برداری از 46 دستگاه واگن جدید متروی تهران در جمع خبرنگاران درباره استعفایش از شهرداری تهران و حرف‌ و حدیث‌های مطرح شده د ...

پیام تبریک مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی به مدیر جدید خانه کتاب

مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان با صدور پیامی، انتصاب نیکنام حسینی پور به عنوان مدیر عامل جدید موسسه خانه کتاب را تبریک گفت.

معرفی کتاب: وقتی نیچه گریست

معرفی کتاب: وقتی نیچه گریست

«وقتی نیچه گریست»، یک رمان تاریخی با پیش زمینه ای فلسفی و روان شناختی است که توسط اروین د. یالوم در سال ۱۹۹۲ به زبان انگلیسی نوشته شد. این رمان دیدار خیالیِ فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی، و یوزف برویر، پزشکِ وینی، را روایت می کند.اروین د. یالوم روان پز ...

بازیگران ایرانی چند می ارزند؟!

در تمام سال های اخیر از زمانی که رسانه های مجازی ساعات زیادی از زندگی روزمره مردم را به خود اختصاص داده اند؛ فضای مجازی پر شده از حواشی و شایعات مختلف درباره بازیگران، زندگی های شخصی و حواشی زندگی ستارگان و البته درآمدها و دستمزدهای این ستارگان. ...

متن شعر انقلابی میثم مطیعی در حرم رضوی +صوت

به گزارش جهان نیوز، شعر برگزیده مطیعی، از آن جایی که بطور جامع و کامل دربردارنده حوادث روز و تلخی و شیرینی های سال 96 بود درخور توجه است که در ادامه متن کامل و صوت آن را از نظر می گذرانیم.   سلام ای بهارانِ از ره رسیده ...

سینمای ایران در سال ۹۶

سینمای ایران به مثابه بخشی از جریان فرهنگی و هنری کشور مثل هر نهاد و سازمان و حوزه دیگری هم متاثر از فعل و انفعالات درونی خود و رخدادهایی است که در ساحت و هویت حرفه ای اش اتفاق می افتد. ...

«پی یر و لوسی» به چاپ دوم رسید

رمان «پی یر و لوسی» نوشته رومن رولان با ترجمه مینو مشیری توسط نشر نو به چاپ دوم رسید.

احمدرضا احمدی: خاطره ها رهایم نمی کنند

احمدرضا احمدی را شاعر و نویسنده کودکان و نوجوانان می شناختیم با آثاری که عناوینی لطیف چون «من سفیدی اسب را گریستم» روی جلد خود داشت. بزرگ تر که شدیم او را این گونه یافتیم؛ شاعری که با زبانی ساده و تصویری لطیف فضایی معصومانه می آفریند. ...

در مورد کتاب ناخوانده

دربارۀ کتاب های ناخوانده

امبرتو اکو و.... Paris review — مقاله عالی جورجو آسان تجربه برای من اگر چه شاید یک خطا در حافظه است. توضیح داد که خواننده پیمان حتی قبل از باز کردن کتاب شما می توانید درک آن است که آیا ارزش خواندن یا نه. که بدان معنی است که ظرفیت آن است که یک خواننده حرفه ای و یا یک خواننده زیرک و فهیم و.... اغلب باید در یک خط دو صفحه به طور تصادفی نگاهی به پرتاب. شخصی و یا بیشتر بر اساس کتاب عقل از این کتاب ارزش خواندن دارد یا نه. من اسم این ظرفیت را تجربه می گذارم و بَس. نه؛ مانگانللی از یک جور بصیرت حرف می زد، استعدادی که آشکارا مدعی داشتنش بود گرچه این ادعا یک جور پارادوکس است.چگونه دربارۀ کتاب هایی که نخوانده ایم حرف بزنیم به قلم پی یر بایار، روانکاو و استاد ادبیات، فن کتاب نخوانی را شرح نمی دهد، بلکه می گوید چطور می توانید با کمال مسرّت دربارۀ کتاب هایی حرف بزنید که نخوانده اید، حتی برای دانشجویانتان، حتی وقتی که آن کتاب اهمیت فوق العاده ای داشته باشد. حساب وکتاب او علمی است. کتابخانه های خوب چندین میلیون کتاب دارند: حتی اگر هر روز یک کتاب بخوانیم، هر سال فقط ۳۶۵ کتاب می خوانیم، در ده سال حدود ۳۶۰۰ کتاب، و از ده سالگی تا هشتادسالگی فقط ۲۵۲۰۰ کتاب می خوانیم. چقدر ناچیز. در سوی دیگر، هر ایتالیایی که تحصیلات دبیرستان درست و درمانی داشته باشد خوب می داند که می تواند در هر بحثی شرکت کند، مثلاً بحث دربارۀ ماتئو باندللو۱، فرانچسکو گوئیچاردینی۲، ماتئو بویاردو۳، دربارۀ تراژدی های ویتوریو آلفیری، یا دربارۀ اعترافات یک ایتالیایی۴ به قلم ایپولیتو نییِوو، و فقط کافی است از نام و قدری از بافتِ ضروری خبر داشته باشید بی آنکه حتی یک کلمه از آن ها خوانده باشید.و بافت ضروری، مسألۀ حیاتی بایار است. او بدونِ شرمساری اعلام می کند که هرگز اولیسِ جیمز جویس را نخوانده است، اما می تواند با اشاره به این حقیقت که آن رمان اُدیسه (اثر دیگری که بایار اعتراف می کند کامل نخوانده) را بازگویی می کند، درباره اش حرف بزند که: بر پایۀ مونولوگ درونی فرد است، اتفاقات ظرف یک روز در دوبلین رُخ می دهند، و غیره. او می نویسد: «در نتیجه، بسیاری مواقع بی هیچ دلواپسی، ناخودآگاه به جویس گریز می زنم». با شناخت رابطۀ یک کتاب با کتاب های دیگر، اغلب بیش از آنکه واقعاً آن را خوانده باشید، درباره اش می دانید.بایار نشان می دهد که هنگام خواندن برخی کتاب های مغفول مانده، متوجه می شوید با محتوایشان آشنایید چون کسانی که آن ها را خوانده اند درباره شان حرف زده اند یا از آن ها نقل قول کرده اند، یا آن کتاب ها در مسیر ایده هایی بوده اند که با آن ها آشنایید. او نکته های بسیار جذابی دربارۀ تعدادی از متون ادبی می گوید که به کتاب های ناخوانده اشاره دارند، از جمله آثاری از روبرت موزیل، گراهام گرین، پُل والری، آناتول فرانس و دیوید لاج. و به من هم افتخار داده که کل یک فصل را به نام گل سرخ من اختصاص داده است که در آن ویلیام باسکرویل وقتی جلد دوم بوطیقای ارسطو را برای اولین بار به دست می گیرد، نشان می دهد که با آن آشناست. این کارش علت ساده ای هم دارد: او گفته های کتاب را از دیگر اوراق نگاشته شده به دستِ ارسطو استنباط کرده است. ولی اشاره ام به این بخش از سر خودبینی نیست، که دلیلش را در انتهای این مقاله خواهیم دید.یک جنبۀ کنجکاوی برانگیز این کتاب، که آن طور که به نظر می آید هم پارادوکس ندارد، این است که ما درصد زیادی از کتاب هایی که واقعاً خوانده ایم را فراموش می کنیم و به واقع یک تصویر مجازی از آن ها می سازیم که شاکله اش نه گفته های آن کتاب ها، بلکه آن محتوایی است که در خاطرمان انداخته اند. پس اگر کسی که کتابی را نخوانده است قطعه ها یا موقعیت هایی از آن نقل کند که در اصل اثر وجود ندارند، پذیرش آن را داریم که باور کنیم واقعاً در کتاب هستند.بایار بیش از خواندن کتاب های یک نفر توسط دیگری، به این ایده علاقمند است (اینجا بجای استاد ادبیات، صدای روانکاو را می شنوید) که هر خواندن یا ناخواندن یا ناقص خوانی لاجرم یک جنبۀ خلاقانه دارد، و به بیان ساده این که خوانندگان هم باید نقش شان را ایفا کنند. و او مشتاق خلق مدرسه ای است که دانش آموزانش کتاب هایی را «بیافرینند» که مجبور به خواندنشان نیستند، چون حرف زدن دربارۀ کتاب های ناخوانده یک راه به سوی خودآگاهی است.با این استثنا که بایار نشان می دهد وقتی فرد دربارۀ کتابی حرف می زند که نخوانده است، حتی آن هایی که کتاب را خوانده اند متوجه نمی شوند کجای حرفش ایراد دارد. در حوالی آخر کتاب، او اعتراف می کند که سه قطعه اطلاعات نادرست در بیان خلاصۀ نام گل سرخ، مرد سوم۵ از گراهام گرین، و جابه جایی۶ از دیوید لاج، ارائه داده است. نکتۀ بامزه آن است که هنگام مطالعه، فوراً خطای مربوط به گراهام گرین را تشخیص دادم، دربارۀ دیوید لاج مشکوک شدم، اما متوجه خطای مربوط به کتاب خودم نشدم. شاید معنای این اتفاق آن باشد که کتاب بایار را درست نخوانده ام، یا به جای آن، او و خوانندگانم حق دارند مشکوک باشند که من فقط آن را تورّق کرده ام. اما جالب ترین نکته آن است که بایار در اعتراف به این سه خطای عمدی اش، متوجه نشده است که تلویحاً فرض می کند یک شیوۀ خواندن درست تر از سایر شیوه هاست، و لذا دقیق به مطالعۀ کتاب هایی می پردازد که از آن ها نقل قول می آورد تا پشتیبان نظریه اش برای نخواندن باشند. این تناقض چنان آشکار است که برای فرد سؤال می شود آیا بایار واقعاً کتابی را که نوشته است، خوانده است؟یادداشت مترجممن که کتاب بایار را ترجمه کرده ام (یعنی به سخت گیرانه ترین معنای خواندن، آن را خوانده ام)، هنگام ترجمۀ این یادداشت یادم نمی آمد بایار کجای کتاب اعتراف کرده است سه قطعه اطلاعات غلط داده است. شاید هم اومبرتو اکو در این قسمت اطلاعات غلط داده باشد. من که میلی به بازخوانی کتاب برای یافتن این بخش ندارم. اگر کسی قسمت مربوطه را پیدا کرد، برای من هم بفرستد.پی نوشت ها:• این مطلب را امبرتو اکو نوشته است و در تاریخ ۲ نوامبر ۲۰۱۷ با عنوان «On Unread Books» در وب سایت پاریس ریویو منتشر شده است و وب سایت ترجمان در تاریخ ۹ دی ۱۳۹۶ آن را با عنوان «دربارۀ کتاب های ناخوانده» و ترجمۀ محمد معماریان منتشر کرده است.•• اومبرتو اکو (Umberto Eco) نویسنده، نشانه شناس و مورخ مشهور ایتالیایی است که با رمان نام گل سرخ در جهان شناخته شده است. طبع طنز، نثر گیرا و دانش عظیم او باعث شده است تا نوشته های انتقادی او خوانندگان بسیار داشته باشد. اکو در سال ۲۰۱۶ درگذشت.••• این یادداشت گزیده ای از وقایع نگاری های یک جامعۀ سیال (Chronicles of a Liquid Society) به قلم اومبرتو اکو است که توسط ریچارد دیکسون از ایتالیایی به انگلیسی ترجمه شده است.[۱] Matteo Bandello: نویسنده و کشیشی معروف ایتالیایی که در قرون ۱۳ و ۱۴ میلادی زندگی می کرد [مترجم].[۲] Francesco Guicciardini: تاریخ نگار و دولتمرد ایتالیایی که با ماکیاوللی دوستی داشت [مترجم].[۳] Matteo Boiardo: از شاعران بسیار مشهور ایتالیایی در دورۀ رنسانس [مترجم].[۴] Confessions of an Italian[۵] The Third Man[۶] Changing Places